{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ی شماره ی 15. 🎭

نامه ی شماره ی 15. 🎭

هم سلولی سلام

روز ها سلول برایم چون اتاقی دلچسپ شده با وجود تو؟!

قبل ترها هوای پاییزی خیلی دلچسپ بود ولی این روزها عجیب هوا بوی طوفان دارد به مرز هشدار رسیده درجه‌ی روابط آدم ها! هوای طوفانی در راه است، امروز از نگهبان شنیدم،
هوای طوفانی را میشود تحمل کرد، فقط خدا کند به سر فصل بد حسی آدم ها بر نخوریم، که تحمل این یکی برایم سخت دشوار است، آخر تمام زندگی من درس جبر فراق است، و احتمال دیدن تو در آمار سرشماری خانواده ها... که شاید احتمال دهم، دری باز شود و تو برای پاسخگویی بیایی که هنوز هم بلد نباشی بشُماری...!
بپرسم: "در این خانه چند نفر است؟!"... در نگاه من زل بزنی و بگویی: "یک نفر که نیست!"... و من بفهمم که هنوز هم نهضت سوادآموزی به امثال من نیاز دارد...
تا بیایم و تو را پای الف با من... الف با تو، بنشانم برای سرمشق دوباره! ...

میبینی؟ تا هنوز من گرم گفتگو با تو میشوم
زنگ تفریح تمام میشود!

دلتنگم شدی به دیوار بکوب
من این سوی دیوار منتظرت خواهم بود.

#هم_سلولی

📚☕✨
دیدگاه ها (۰)

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

رمان :قرارداد سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط