{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم زلف تو را

خواستم زلف تو را
ببافم و
عاشقی از سر گیرم باز
رفتی و
دلتنگ تر از هر شب
به بافتن
رویا مشغولم...
دیدگاه ها (۲)

ساعت از نیمه شب گذشتهو من هنوز بیدارمخیره مانده ام به صفحه گ...

چه فرقی دارد ؟پاییز بماندبروداصلا تابستان بیاید ...!به فصل ه...

براے ھر ڪسییہ اسم توے زندگیش ھست ڪہتا ابد ھر جایی اونو بشنوه...

یک باره دچار شدم..جهانم آغشته به عطرِ پیراهنی شدکه هراسِ نبو...

دلتنگ تو بودن عجیب ترین کاریه ی که انجام میدم تو نمیدونی از ...

کم مباد از خانه ی دل پای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط