{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم زلف تو را

خواستم زلف تو را
ببافم و
عاشقی از سر گیرم باز
رفتی و
دلتنگ تر از هر شب
به بافتن
رویا مشغولم...
دیدگاه ها (۲)

ساعت از نیمه شب گذشتهو من هنوز بیدارمخیره مانده ام به صفحه گ...

چه فرقی دارد ؟پاییز بماندبروداصلا تابستان بیاید ...!به فصل ه...

براے ھر ڪسییہ اسم توے زندگیش ھست ڪہتا ابد ھر جایی اونو بشنوه...

یک باره دچار شدم..جهانم آغشته به عطرِ پیراهنی شدکه هراسِ نبو...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتمنمی دونی تو این روزا...

امیر واقعا منو ببخش منو ببخش داداش میدونم الان سربازیت رو هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط