هیچ درسی به کارمان نیامد

هیچ درسی به کارمان نیامد...
فارسی ، عربی و انگلیسی آموختیم اما هنوز نمیدانیم دوست داشتن را به چه زبانی بگوییم... زیست را هزاران بار خواندیم ؛
اما هر روز صبح که بیدار میشویم از خود میپرسیم قلبمان با این همه درد چگونه کار میکند !؟
همه فرمول های ریاضی و فیزیک را حفظ کردیم ؛ اما هنوز نمیدانیم چگونه درد دلتنگی و فشار غم و غصه بر روی زندگیمان را حساب کنیم...
هیچکدام از این ها به کارمان نیامد ؛ کاش به جای این ها یاد میگرفتیم : ابراز محبت و عشق را تشکر کردن را خوبی کردن را میدانی چه میخواهم بگویم ، ما آن چیز هایی را که نیاز داشتیم هرگز در هیچ کتابی یاد نگرفتیم ؛
اگر هم چیزی جایی نوشته بودند فقط خواندیم برای امتحان های کاغذی ، نه برای زندگی هایمان :)
دیدگاه ها (۱۱)

"بعضی آدمها دنيا رو زيبا ميکنند"؛آدمايی که هروقت ازشون بپرسی...

هميشه دوس داشتميكي باشه ك اگه بگم خدافظدر جواب بگه : كجا؟نار...

•بلوغ زمانی اتفاق می افته که؛که متوجه شی، خواب شب؛ مهمتر از ...

شهیدان از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط