یکی از دختر های فامیل تولدش بود ،

یکی از دختر های فامیل تولدش بود ،

من بهش یه روسری هدیه دادم ،
مادرش بهش گفت : دخترم برو سرت کن که محمد ببینه .......


پشیمون شدم از اینکه روسری براش خریدم
دیدگاه ها (۵۱)

بیوگرافی هاشون...دوباره...اس ۱ :اسم : فانیفامیل : ندارهسن : ...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_18 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄منم...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

ادامه ای پارت دوم _ دنیای عجیب

الماس زیبای من part⁴آجوما بانگرانی سمتم اومد و گفت دخترم چی ...

فیک جدید اوردماسم فیک:چرا عاشقش شدم؟ژانر،عاشقانه،مافیایی،رقا...

عکس اولیه...

سرنوشت پارت(۱۱)

بعضی آدما فقط عشق نیستن، آرومِ جونتن… ❤️🎧آهنگ «دلربا» با صدا...

دید ات وقتی بهم نگاه کرد بدنم لرزید از بچه های دیگه شنیده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط