{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست آذر را گرفت و گفت وقت رفتن است

دست آذر را گرفت و گفت وقت رفتن است
چادرش را بین دندان‌ها گرفت و دور شد

مهر و آبان را سوار باد قبلا کرده بود
قصد ماندن داشت اما دی شد و مجبور شد

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

دست آذر را گرفت و گفت وقت رفتن استچادرش را بین دندان‌ها گرفت...

عمر به آذر می‌رود دی‌ماه و اسفند نیز همرفتن مهرش ز دل، بشنو ...

به دور از چشم نگران آبان پاییز و زمستان باهم یک قرار عاشقانه...

به دور از چشم نگران آبان پاییز و زمستان باهم یک قرار عاشقانه...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁵دو روز بعد...زخم‌های جونگکوک کمی به...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط