{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش چرخِ روزگار برای یکبار هم که شده طوری می‌‌چرخید،

کاش چرخِ روزگار برای یکبار هم که شده طوری می‌‌چرخید،
که هر کسی‌، دیگری را فقط به خاطرِ خودش دوست می‌‌داشت.
تنها اگر یکبار تجربه می‌‌کردیم دلهامان بی‌ هیچ توقعی بتپد
و دست هامان بی‌ هیچ احتیاطی در دست‌های دیگری آرام بگیرد ...
تنها اگر یکبار می‌توانستیم دنیا را به قشنگی‌،
به لطافت از زاویهِ چشمِ هم ببینیم ...
آنوقت شاید با گفتنِ چندِ فعل ساده، چنان ملالت بار،
بی‌ هیچ دلواپسی، از روز‌های خوبِ خوب عبور نمی‌‌کردیم.
شاید آرزو نمی‌‌کردیم گوشه ای، فرسنگ‌ها دور از هم،
بی‌ کرامتِ عشق، خاموش بگیریم ...
و در یک زمستانِ سرد،
پلک هامان را به روی انعکاسِ نگاهِ یکدیگر ببندیم
و بی‌ خبر و تنها بمیریم
لطفا از کانال شب.مهتابی.منو.تو. بازدید بفرمائید
آدرس لینک کانال من در تلگرام* :
https://telegram.me/moonlightyy/ 
دیدگاه ها (۴)

واین است حقیقت تلخبه سگ استخون بدی دورت میگردهواست دُم تکون ...

#کامنت-بازهمیشه یادمون باشه که نگفته هارو میتونیم بگیماما گف...

#دلنوشتههی #مینویسم ...هی #پاک میکنم...هی #مینویسم ...هی #پا...

دست و پا گر شکند با نسخه درمان میشود چشم گریان همدمی با بوسه...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌 𝑪𝒓𝒐𝒘𝒏 & 𝑻𝒉𝒆 𝑹𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆Ⓟⓐⓡⓣ 1{ویو دوهی}با کلافگی روی ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط