{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مَن

مَن
هَمان شُکوفه های نو رِسیده ی بَهار بودم
که اَز خزانِ پِلک هایَت
اُفتادم
دیدگاه ها (۱)

بهار، بردل سنگت اثرنکرد...تموز، یخ دستانت را نشکست!اکنون، ...

بیا چند روزی جاهایمان را عوض کنیم !#تُ عاشقم شوو منبیخیال تر...

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزدگفتا خنک نسیمیکز کوی دلبر آید...

میدانی؟خوش بحال خدا ،وقتی از آن بالا من را در آغوشت میبیند ....

❣️صبح، هماندوست داشتن توستڪه هر روزاز پشتِ پنجره ے پلک هایت...

#واما‌بعد .. دلم تو را خواست !.. بعد از #باران .. بعد از رس...

بازگشت به اینجا، مثل این است که از کوهی بلند سقوط کنی و دوبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط