فیک تهکوک و ات
فیک تهکوک و ات
(پارت ۱)
(ویو ات)
داشتم آماده میشدم که با رزیتا (بهترین دوست ات) برم بیرون
رفتم و یه دوش ۱۰ مینی گرفتم اومدم بیرون موهام و درست کردم
باز گذاشتم تا رو کمرم
یه لباس خیلی خوشگل پوشیدم (اسلاید دوم) چندتا اکسسوری انداختم
رفتم سوار ماشین شخصی شدم و بعد چند مین رسیدیم
وارد کافه شدم و رزیتا رو دیدم
رفتم پیشش رو صندلی رو به روش نشستم و سفارش دادیم
(اینجا هارو خلاصه میکنم)
بعد کلی صحبت و خنده و حرف زدن ساعت ۷ شد
رزیتا : واییی..چقد خندیدم خیلی خوب بود
ات : آره دقیقا
رزیتا: خیله خب ات من برم بیا تورو برسونم
ات : نه مرسی میگم بیان دنبالم دستت درد نکنه
رزیتا : هرجور راحتی عزیزم پس خدافظ
ات : خدافظ . لبخند
جلو کافه منتظر راننده بودم که پارچه ای رو دهنم گذاشته شد و سیاهی
آروم چشمام و باز کردم و...
چطور شد؟؟؟
خوشتون اومد؟؟؟
ادامش بدم یا نه؟؟؟
تو کامنت ها بهم بگین لطفا فرشته ها🛐😭😭🎀🌷
(پارت ۱)
(ویو ات)
داشتم آماده میشدم که با رزیتا (بهترین دوست ات) برم بیرون
رفتم و یه دوش ۱۰ مینی گرفتم اومدم بیرون موهام و درست کردم
باز گذاشتم تا رو کمرم
یه لباس خیلی خوشگل پوشیدم (اسلاید دوم) چندتا اکسسوری انداختم
رفتم سوار ماشین شخصی شدم و بعد چند مین رسیدیم
وارد کافه شدم و رزیتا رو دیدم
رفتم پیشش رو صندلی رو به روش نشستم و سفارش دادیم
(اینجا هارو خلاصه میکنم)
بعد کلی صحبت و خنده و حرف زدن ساعت ۷ شد
رزیتا : واییی..چقد خندیدم خیلی خوب بود
ات : آره دقیقا
رزیتا: خیله خب ات من برم بیا تورو برسونم
ات : نه مرسی میگم بیان دنبالم دستت درد نکنه
رزیتا : هرجور راحتی عزیزم پس خدافظ
ات : خدافظ . لبخند
جلو کافه منتظر راننده بودم که پارچه ای رو دهنم گذاشته شد و سیاهی
آروم چشمام و باز کردم و...
چطور شد؟؟؟
خوشتون اومد؟؟؟
ادامش بدم یا نه؟؟؟
تو کامنت ها بهم بگین لطفا فرشته ها🛐😭😭🎀🌷
- ۶.۰k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط