{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هبوط....‌جان ريخته شد بر تو آميخته شد با تو

هبوط....‌جان ريخته شد بر تو آميخته شد با تو
چون بوي تو دارد جان جان را هله بنوازم
و خواب من :
دستم را
به زیبایی تو نزدیک می کنم
و خواب از سرم می پرد
حتما که نباید
فنجان را سر کشید
گاهی قهوه از چشم ها
در جان می چکد.
دیدگاه ها (۱۰۹)

هبوط..هبوط....انگاری هرکس که ما میرسهقبلش یه جا گیر افتادهمن...

هبوط.....کنعان به خاب رفتم و در مصر بدیدمت🤭🦕🦊

هبوط...... تو را حکایت ما مختصر به گوش آید.

هبوط.....غافل از تمایلات درونیاشتباه میکردیمبا گذاشتن سیگار ...

گاهی فکر می‌کنم آن کافه، نه روی زمین، که در دل یک ابر شناور ...

+ توام گاهی یاد گذشته میوفتی هیونگ؟ - کی می تونه یادِ گذشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط