{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پندانه

🔆 #پندانه

✍ به پروردگارت اعتماد کن

🔹شیخ حسن بصری برای عبادت به صحرا رفت. برای استراحت نزد چوپانی نشست و از او قدری شیر خواست.

🔸اندکی بعد، گله چوپان خواست از کوه پایین رود که چوپان ندایی داد و بلافاصله گله به جای خود برگشت.

🔹شیخ چون این صحنه را دید، حالش دگرگون شد. رنگ رخسارش پرید، صیحه‌ای زد و غش کرد.

🔸چون به هوش آمد، چوپان علت را پرسید.

🔹شیخ گفت: 
گوسفندان تو عقل ندارند. اما می‌دانند که تو خیر آن‌ها را می‌خواهی. با شنیدن صدای تو، سریع اطاعت کردند و از بیراهه برگشتند.

🔸من انسانم و عاقل. ولی حرف و امر خالق خود را که به نفع من فرموده است، گوش نمی‌دهم.

🔹کاش به اندازه این گوسفندان، من از خدای خود می‌ترسیدم و امر و نهی او را گوش می‌دادم.
دیدگاه ها (۰)

ادامه تنش‌ها در پاکستان؛ادعای تاجیکستان درباره بخش تاجیک‌نشی...

جالبه نگاه کنید قابل تعامله

امیرالمؤمنین #امام_علی علیه السلام: 💠 حَرامٌ على كُلِّ قَلبٍ...

🔅 #هر_روز_با_قرآن شرکت در ختم قرآن برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط