تو را دوست ندارم ....
تو را دوست ندارم ....
اما هنگامی که نیستی از هر صدای بیزارم حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم زیرا صدای آنان طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند....
تو را دوست ندارم .......
اما هنگامی که نیستی غمگینم و به آسمان آبی با لای سرت و اخترانی که تو را می بینند رشک می برم
تو را دوست ندارم ......
اما نمی دانم چرا آنچه که می کنی در نظرم بی همتا جلوه می کند و بارها در تنهای از خود پرسیده ام چرا آنهای که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو نیستند
تو را دوست ندارم ...
اما چشمانت گویاست با آن عمیق درخشان
تورا دوست ندارم .....نه که دوست ندارم..R
اما هنگامی که نیستی از هر صدای بیزارم حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم زیرا صدای آنان طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند....
تو را دوست ندارم .......
اما هنگامی که نیستی غمگینم و به آسمان آبی با لای سرت و اخترانی که تو را می بینند رشک می برم
تو را دوست ندارم ......
اما نمی دانم چرا آنچه که می کنی در نظرم بی همتا جلوه می کند و بارها در تنهای از خود پرسیده ام چرا آنهای که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو نیستند
تو را دوست ندارم ...
اما چشمانت گویاست با آن عمیق درخشان
تورا دوست ندارم .....نه که دوست ندارم..R
- ۷۷۲
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط