چشمانتو وقتی.که
چشمانتو وقتی.که
پر از خلســــه.خوابند،
انگار دو سرچشمــهیشیریـــنشرابنــد!
انگــــار که آن پلک.زدنهــــایمکــــرر،
چونـــان پر.پروانه.لببرکـــه ی آبنــد!
که اینگـــونه در آینه.خورشیــد بتابند!
ننوشته.ترینشعرمنی ای غزل.محض؛
ابیات .دلانگیزتو بی حـــد و حسابنــد،
ای کاش بدانــی که در این دغدغـهآباد
در باور مــن ثانیـــه ها قـــرن.عذابنــد
پر از خلســــه.خوابند،
انگار دو سرچشمــهیشیریـــنشرابنــد!
انگــــار که آن پلک.زدنهــــایمکــــرر،
چونـــان پر.پروانه.لببرکـــه ی آبنــد!
که اینگـــونه در آینه.خورشیــد بتابند!
ننوشته.ترینشعرمنی ای غزل.محض؛
ابیات .دلانگیزتو بی حـــد و حسابنــد،
ای کاش بدانــی که در این دغدغـهآباد
در باور مــن ثانیـــه ها قـــرن.عذابنــد
- ۴۴۵
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط