چشمان‌تو وقتی.که

چشمان‌تو وقتی.که
پر از خلســــه.خوابند،
انگار دو سرچشمــه‌ی‌شیریـــن‌شرابنــد!

انگــــار که آن پلک.زدنهــــای‌مکــــرر،
چونـــان پر.پروانه.لب‌برکـــه ی آبنــد!

که اینگـــونه در آینه.خورشیــد بتابند!

ننوشته.ترین‌شعر‌منی ای غزل.محض؛
ابیات .دل‌انگیز‌تو بی حـــد و حسابنــد،

ای کاش بدانــی که در این دغدغـه‌آباد
در باور مــن ثانیـــه ها قـــرن.عذابنــد
دیدگاه ها (۱)

#چشمان‌تو وقتی.که😍 پر از خلســــه.خوابند،😊 انگار دو #سرچشمــ...

میترا داودی نیا

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

اهل جزوه نوشتن و این بند و بساط ها نبودم از همان اول، یا می ...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط