Part
Part⁸⁸
دوروک: باشه باشه با چشاتون منو نخورین
فق میگم خیلی شلوارش کوتاه نیست
آسیه: دوروک بازم🤦🏻♀️😒
آنیسا مامان بازه؟🥺
آسیه: نه دخترم
عمو دوروک دوس نداره کسی به پرنسسش نگا کنه برا همین میگه شلوارش کوتاهه اما نه کوتاه نیست تو برو کفشاتو بپوش ما میایم
آنیسا: عمو دوروک نِدَران نباش من از پس خودم بَی میام
دوروک: نه باباااا😳😏
آنیسا: بلهههههههه
آسیه: یه چشم قره میره به دوروک
دوروک: چیه خب دوس ندارم دخترم انقدر لباسای باز بپوشه اینجوری همه اون گودزیلا های بیرون هی بهش نگاه میکنن😡😒(یواش در گوش آسیه میگه)
آسیه: خب نگا کنن
میبینن این دختره چقدر خوشگله مگه بده دخترت اینجور خوشگل بره بیرون
دوروک: نه بد نیست اما دفعه اولینو آخرین بار باشه لطفاً
آسیه: درمورد لباسای بچه به این کوچیکی نظر نده لطفاً بزار تا وقتی بچس بچگی کنه تا وقتی تو هی بهش گیر بدی اون بدتر میکنه
دوروک: خب لجبازه دیگه عین مامانش😏
آسیه: هه هه خندهدار بود😒 (میره)
دوروک: مریض این کاراتم به خدا😏😍
دوروک: باشه باشه با چشاتون منو نخورین
فق میگم خیلی شلوارش کوتاه نیست
آسیه: دوروک بازم🤦🏻♀️😒
آنیسا مامان بازه؟🥺
آسیه: نه دخترم
عمو دوروک دوس نداره کسی به پرنسسش نگا کنه برا همین میگه شلوارش کوتاهه اما نه کوتاه نیست تو برو کفشاتو بپوش ما میایم
آنیسا: عمو دوروک نِدَران نباش من از پس خودم بَی میام
دوروک: نه باباااا😳😏
آنیسا: بلهههههههه
آسیه: یه چشم قره میره به دوروک
دوروک: چیه خب دوس ندارم دخترم انقدر لباسای باز بپوشه اینجوری همه اون گودزیلا های بیرون هی بهش نگاه میکنن😡😒(یواش در گوش آسیه میگه)
آسیه: خب نگا کنن
میبینن این دختره چقدر خوشگله مگه بده دخترت اینجور خوشگل بره بیرون
دوروک: نه بد نیست اما دفعه اولینو آخرین بار باشه لطفاً
آسیه: درمورد لباسای بچه به این کوچیکی نظر نده لطفاً بزار تا وقتی بچس بچگی کنه تا وقتی تو هی بهش گیر بدی اون بدتر میکنه
دوروک: خب لجبازه دیگه عین مامانش😏
آسیه: هه هه خندهدار بود😒 (میره)
دوروک: مریض این کاراتم به خدا😏😍
- ۲.۹k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط