خیره در چشم تو با ناز نگاهت چه کنم؟

خیره در چشم تو با ناز نگاهت چه کنم؟
با دل آرایـیِ آن صورتِ ماهت چه کنم؟

شعرهایم همه بر شـانه یِ تو ریخته اند
با غزلخوانی آن چشم سیاهت چه کنم؟

تب لبخند تو گرمای وجودم شده ، آه_
نشود بوسه من شال و کلاهت چه‌کنم؟

پر ز خواهش ولی از دست رقیبان عاصی
چیده و ریخته گل بر سرِ راهت چه کنم؟

هر کسی سیب لبت دید هوایی شده است
بی تو با وسوسه گاه به گاهت چه کنم؟

خیره در آینه بودم که صدایی می گفت:
نشود عـشـق سر آغازِ گناهت ، چه کنم؟

محمد_نوری
دیدگاه ها (۶)

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۸

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

چند پارتی

سناریو : وسوسه ی دارچینی

معامله

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 این قاب در چشم‌های جیمین‌ به حد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط