{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شب_پنجم_سبک_زندگی_امام_حسین

#شب_پنجم_سبک_زندگی_امام_حسین
دو شب توی محرم ما میریم گودال یکی عاشوراست،یکی هم امشب،تو بغل مادر بود جگر باباش امام حسن علیه السلام پاره شد، شب عاشورا همه دارند حرف میزنند، این بچه از سروکول ابی عبدالله بالا میره،عزیز کرده ی حسین است،کسی بهش حرف نمیزنه،آرام آرام اشک عمو رو پاک میکنه ،دید قاسم  داداشش حرف زد، وقتی عمو به 🍃 قاسم فرمود 👈 فردا به بلای عظیم تو را میکشند،عمو با همه حرف زد الا من،مگه من سرباز نیستم براش، لذا وقتی  دید علی اصغر رو برد،فهمید کار رو باید انجام بده ،وقتی عمو شیر خوار رو سرباز حساب میکنه،منم باید برم،عمو من مثل بابام تحمل ندارم،اسارات مادرم و عمه هامو ببینم، منو با خودت ببر،من دق میکنم، دستش را به دستش بست زینب، فرمود 👈 زینب جان این بچه رو دوره کنید،این بچه نیاد ،این بچه بیاد میکشنش،توی کربلا دو تا طفل دویدند سوی گودال، تا صدای ابی عبدالله رو شنیدند،اولیش یه بچه کوچیکتر بود،دوید از خیمه ها بیرون،یه نامردی گفت:الان داغش رو به دل مادرش میگذارم،اون بچه رو به شهادت رساند ، عبدالله تا این صحنه رو دید گفت👈 عمه من هم باید برم.🌿

#بخون #علی_علی #غدیر #محرم #فاطمیه
دیدگاه ها (۱)

#شب_پنجم_سبک_زندگی_امام_حسین🔰 کشته ی دوست شدن در نظر مردان ا...

سلام اربابم✋ 🌸 به رسم ادب روزمونو با سلامبر سرور و سالار شهی...

#شب_پنجم_سبک_زندگی_امام_حسین👌 چون خورد زمین،شنیده حضرت زهرا ...

#شب_پنجم_سبک_زندگی_امام_حسین✍ متن روضه شب پنجم-عبدالله بن حس...

دوست داشتن فقط این نیست که بگی دوستت دارم. دوست داشتن رو بای...

Part3ویو راوی یک حموم 20 دقیقه ای گرفتن ولی تالیا با داد خوا...

spanish girl:23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط