{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات ترسناک شما پارت 14

خاطرات ترسناک شما پارت 14
"یک شب، وقتی با دختر2 و نیم ساله ام در خانه تنها بودیم قبل از خواب داشتیم بازی می‌کردیم و به همه عروسک های او اسم‌های احمقانه انتخاب میکردیم. نام آخرین عروسکم انتخاب کردیم و بعد پرسید: " مامان اسم اون چیه؟ من گفتم: "کی؟" عزیزم، ما که قبلا به همه عروسکا اسم انتخاب کردیم ...
با انگشتش به دیوار خالی اشاره کرد و گفت : "اون دختر کوچولو." رو میگم...
دیدگاه ها (۰)

#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استوری #ادیت_عاشقانه #ا...

#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استوری #ادیت_عاشقانه #ا...

#فیلم_ترسناک_کوتاه#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استور...

رمان بازی حسادت🤍⛓️

p48پنج سال بعد...عمارت جئون...صدای خنده‌ی یک دختر کوچولو تما...

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط