{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⚔دزد مافیا⚔ 🪐P4🪐

⚔دزد مافیا⚔ 🪐P4🪐

چشمامو باز کردم دیدم یه جای تاریکم و تنها نوری که اونجا هست یه چراغ چشمک زد کم نوره زرده بود و دستامو بسته بودن دیدم بقیه هم بهوش دارن میان

نامجون. بچه ها حالتون خوبه
جونگ‌کوک. ا....آره ولی الان ما کجاییم؟
ا.ت=نمیدونم

یهو در باز شد و یکی اومد داخل اولش نتونستم ببین. کیه ولی یکم که جلو تر اومد فهمیدم کیه

ا.ت=جی....جیهون یعنی کار تو بود
جیهون.اره بیبی
ا.ت=بهم نگو بیبی
جیهوپ. ا.ت میش بگی این کیه
ا.ت=فعلا نه..........چی از جونمون میخوای
جیهون. بیا تا بهت بگم
اومد و دستمو باز کرد و گرف و دنبالش کشوند به یه اتاق بچه با کلی سیسمونی
جیهون. اینجارو نگاه الان اگه اون شب اینکارو نمیکردی اینجا یه بچه بود ولی تو.....
ا.ت=جیهون بس کن بزار ما بریم
جیهون. باش بهتون یه فرصت می‌دم که تو ۱ دقیقه فرار کنین اگه فرار نکردین اون وقت تو رو میکشم............برین بیاریدشون(رو به بادیگارداش)

بعد چند دیدم همه رو اورد تا هواسش نبود یه گوشی رو میز بود رو برداشتم و قایمش کردم

جیهون. ۱ دقیقه وقت دارید تا فرار کنید اگه نکنید ا.ت رو میکشم
ا.ت=باشه قبول

جیهون تایم گرفت. ما داشتیم فرار میکردیم و من همونطور که میدونید به پلیسم زنگ زدم که بیاد

جیهون از دور داد می‌زنه. ۵ ثانیه دیگه میمیری عشقم ۵ ۴ ۳ ۲ ۱

چشمامو بستم و منتظر بودم. صدای شلیک اومد ولی هیچ دردی حس نکردم

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

⚔دزد مافیا⚔جیهون عمارت جیهون

⚔دزد مافیا⚔لباس ا.ت لباس اعضا

وارث تاریکی

پارت ۱۴: عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط