گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت
گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت
غرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت
چهره ی زیبای تو را نقش خیال میکنم
باز به خواب خویشتن رسم محال میکنم
حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشم
در شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم
کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته ام
خسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام
روز میان خواب من باز غروب میشود
« اگر بیای از سفر آه چه خوب میشود »
مثل همیشه می روی باز تو از خیال من
باز تمام می شود آرزوی محال من
نقش تو پاک می شود باز ز خواب می پرم
حسرت دیدار تو را به کنج سینه می برم
غرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت
چهره ی زیبای تو را نقش خیال میکنم
باز به خواب خویشتن رسم محال میکنم
حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشم
در شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم
کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته ام
خسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام
روز میان خواب من باز غروب میشود
« اگر بیای از سفر آه چه خوب میشود »
مثل همیشه می روی باز تو از خیال من
باز تمام می شود آرزوی محال من
نقش تو پاک می شود باز ز خواب می پرم
حسرت دیدار تو را به کنج سینه می برم
- ۳.۷k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط