تفسیر:
تفسیر:
در آیاتِ گذشته، سخن از این بود: بعضى از کفار مکّه متوسل به این عذر مى شدند که اگر ما ایمان بیاوریم، عرب به ما حمله مى کند و ما را از سرزمینمان بیرون مى راند و زندگى ما را مختل مى کند، و در آیات گذشته، یک پاسخ گویا، به این سخن داده شد.
در آیات بعد، دو پاسخ دیگر به آن داده شده است:
نخست مى فرماید: به فرض، که شما ایمان را نپذیرفتید و در سایه کفر و شرک، زندگى مرفه مادى پیدا کردید، اما فراموش نکنید ما بسیارى از شهرهائى را که مست و مغرور نعمت و زندگى مرفه بودند، نابودشان کردیم (وَ کَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَرْیَة بَطِرَتْ مَعِیشَتَها).
آرى، غرورِ نعمت، آنها را به طغیان دعوت کرد و طغیان، سرچشمه ظلم و بیدادگرى شد، و ظلم، ریشه زندگانى آنها را به آتش کشید.
این خانه ها و دیار آنها است که بعد از آنان، جز مدت قلیلى، کسى در آن سکونت نکرد (فَتِلْکَ مَساکِنُهُمْ لَمْ تُسْکَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلاّ قَلِیلاً).
آرى، شهرها و خانه هاى ویران آنها، همچنان خالى و خاموش و بدون صاحب مانده است، و اگر کسانى به سراغ آن آمدند، افراد کم و در مدت کوتاهى بود.
و ما وارث آنها بودیم! (وَ کُنّا نَحْنُ الْوارِثِینَ).
آیا شما مشرکان مکّه نیز مى خواهید، در سایه کفر، به همان زندگى مرفهى برسید، که پایانش همانست که گفته شد، این چه ارزشى مى تواند داشته باشد؟!
🌺🌺🌺
بَطِرَتْ از ماده بطر (بر وزن بشر) به معنىِ طغیان و غرور بر اثر فزونى نعمت است.
تعبیر به تِلْکَ، که اسم اشاره به دور است و غالباً، در امور قابل مشاهده به کار مى رود، ممکن است اشاره به سرزمین عاد، ثمود و قوم لوط باشد، که در فاصله اى نه چندان زیاد، با مردم مکّه قرار داشت، یعنى در سرزمین احقاف (میان یمن و شام) یا در وادى القرى و یا در سرزمین سدوم، که همه آنها، در مسیر کاروانهاىِ تجارى اعراب مکّه به شام بود و اعراب، با چشم خود، این دیارِ خالى را مى دیدند که بعد از آنها، کمتر کسى در آنجا سکونت گزیده بود.
تعبیر به کُنّا نَحْنُ الْوارِثِینَ اشاره به خالى ماندن آن دیار است و نیز اشاره اى است به مالکیت حقیقى خداوند نسبت به همه چیز، که اگر مالکیت اعتبارى بعضى اشیاء را موقتاً به بعضى انسانها واگذار کند، چیزى نمى گذرد که همه زائل مى گردد، و او وارث همگان خواهد شد
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۵۸ سوره مبارکه قصص)
در آیاتِ گذشته، سخن از این بود: بعضى از کفار مکّه متوسل به این عذر مى شدند که اگر ما ایمان بیاوریم، عرب به ما حمله مى کند و ما را از سرزمینمان بیرون مى راند و زندگى ما را مختل مى کند، و در آیات گذشته، یک پاسخ گویا، به این سخن داده شد.
در آیات بعد، دو پاسخ دیگر به آن داده شده است:
نخست مى فرماید: به فرض، که شما ایمان را نپذیرفتید و در سایه کفر و شرک، زندگى مرفه مادى پیدا کردید، اما فراموش نکنید ما بسیارى از شهرهائى را که مست و مغرور نعمت و زندگى مرفه بودند، نابودشان کردیم (وَ کَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَرْیَة بَطِرَتْ مَعِیشَتَها).
آرى، غرورِ نعمت، آنها را به طغیان دعوت کرد و طغیان، سرچشمه ظلم و بیدادگرى شد، و ظلم، ریشه زندگانى آنها را به آتش کشید.
این خانه ها و دیار آنها است که بعد از آنان، جز مدت قلیلى، کسى در آن سکونت نکرد (فَتِلْکَ مَساکِنُهُمْ لَمْ تُسْکَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلاّ قَلِیلاً).
آرى، شهرها و خانه هاى ویران آنها، همچنان خالى و خاموش و بدون صاحب مانده است، و اگر کسانى به سراغ آن آمدند، افراد کم و در مدت کوتاهى بود.
و ما وارث آنها بودیم! (وَ کُنّا نَحْنُ الْوارِثِینَ).
آیا شما مشرکان مکّه نیز مى خواهید، در سایه کفر، به همان زندگى مرفهى برسید، که پایانش همانست که گفته شد، این چه ارزشى مى تواند داشته باشد؟!
🌺🌺🌺
بَطِرَتْ از ماده بطر (بر وزن بشر) به معنىِ طغیان و غرور بر اثر فزونى نعمت است.
تعبیر به تِلْکَ، که اسم اشاره به دور است و غالباً، در امور قابل مشاهده به کار مى رود، ممکن است اشاره به سرزمین عاد، ثمود و قوم لوط باشد، که در فاصله اى نه چندان زیاد، با مردم مکّه قرار داشت، یعنى در سرزمین احقاف (میان یمن و شام) یا در وادى القرى و یا در سرزمین سدوم، که همه آنها، در مسیر کاروانهاىِ تجارى اعراب مکّه به شام بود و اعراب، با چشم خود، این دیارِ خالى را مى دیدند که بعد از آنها، کمتر کسى در آنجا سکونت گزیده بود.
تعبیر به کُنّا نَحْنُ الْوارِثِینَ اشاره به خالى ماندن آن دیار است و نیز اشاره اى است به مالکیت حقیقى خداوند نسبت به همه چیز، که اگر مالکیت اعتبارى بعضى اشیاء را موقتاً به بعضى انسانها واگذار کند، چیزى نمى گذرد که همه زائل مى گردد، و او وارث همگان خواهد شد
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۵۸ سوره مبارکه قصص)
- ۳۴
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط