دلش رو خوش کرده به عکس گرفتن بدون حجاب و
دلش رو خوش کرده به عکس گرفتن بدون حجاب و
گذاشتن توی فیسبوک تا لایکش کنن...
دلشو خوش کرده به فرینداش که بادوستاش
شرط ببندن کی فریندش بیشتره...
دلشو خوش کرده به مانتو کوتاه و آرایش
غلیضش تا دل پسرا رو ببره...
آخه نمیدونه که گناه اون پسرا هم به پای
این نوشته میشه...
بهش که میگی خواهرم حجاب میگه که بس کنید
بزارید این دوروز دنیا خوش باشیم...
میگه چه خبرتونه همش خودمون رو زندانی
کنیم...
به خیال خودش چادر زندانیش میکنه...
اون که نمیدونه همین چادر میتونه اون رو از
آتیش جهنم نجاتش بده به حرمت بانوی دوعالم...
فقط سرگرم گوشی لمسی گرون قیمتش و برنامه های
توی گوشیش شده...
اون که نمیدونه چه کیفی میده نماز صبح خوندن...
اگه میدونست گوشیش رو خرد میکرد و
فیسبوکش رو میبست و دل میکند از دنیای
مجازی خودش و نزدیک تر میشد به خدا....
خودش رو غرق کرده توی دنیا و با پولای بابا
خوش میگذرونه...
اما نمیدونه که اون دنیا این پولا براش فایده نداره...
ای کاش میدونست و کمی دور میشد از دنیا...
کمی دل میکند از دنیا و کمی هم باخدا حرف
میزد...
آخه میدونی خیلی وقتا خدا خواست باهاش حرف
بزنه اما اون سرگرم اینترنت و خریدن لباس بود...
با همه بیمعرفتیش باز خدا هواشو داشت...
کاش کمی هم با خدا حرف میزد...
فقط کمی...
************
ای کاش یکی از مسابقه های زندگیمون
صبحا زود بلند شدن برای نماز صبح بود...
گذاشتن توی فیسبوک تا لایکش کنن...
دلشو خوش کرده به فرینداش که بادوستاش
شرط ببندن کی فریندش بیشتره...
دلشو خوش کرده به مانتو کوتاه و آرایش
غلیضش تا دل پسرا رو ببره...
آخه نمیدونه که گناه اون پسرا هم به پای
این نوشته میشه...
بهش که میگی خواهرم حجاب میگه که بس کنید
بزارید این دوروز دنیا خوش باشیم...
میگه چه خبرتونه همش خودمون رو زندانی
کنیم...
به خیال خودش چادر زندانیش میکنه...
اون که نمیدونه همین چادر میتونه اون رو از
آتیش جهنم نجاتش بده به حرمت بانوی دوعالم...
فقط سرگرم گوشی لمسی گرون قیمتش و برنامه های
توی گوشیش شده...
اون که نمیدونه چه کیفی میده نماز صبح خوندن...
اگه میدونست گوشیش رو خرد میکرد و
فیسبوکش رو میبست و دل میکند از دنیای
مجازی خودش و نزدیک تر میشد به خدا....
خودش رو غرق کرده توی دنیا و با پولای بابا
خوش میگذرونه...
اما نمیدونه که اون دنیا این پولا براش فایده نداره...
ای کاش میدونست و کمی دور میشد از دنیا...
کمی دل میکند از دنیا و کمی هم باخدا حرف
میزد...
آخه میدونی خیلی وقتا خدا خواست باهاش حرف
بزنه اما اون سرگرم اینترنت و خریدن لباس بود...
با همه بیمعرفتیش باز خدا هواشو داشت...
کاش کمی هم با خدا حرف میزد...
فقط کمی...
************
ای کاش یکی از مسابقه های زندگیمون
صبحا زود بلند شدن برای نماز صبح بود...
- ۱۲۷
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط