{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بید مجنون زیر بال خود پناهم داده بود

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!
در حریم خلوتی جان بخش، راهم داده بود.

تکیه بر بال نسیم و چنگ در گیسوی بید!
مسندی والاتر از ایوان شاهم داده بود.

شاه بودم، بر سر آن تخت، شاه وقت خویش
یک چمن گل، تا افق، جای سپاهم داده بود!

چتر گردون، سجده ها بر سایبانم برده بود
عطر پیچک، بوسه ها بر پیشگاهم داده بود!

آسمان، دریای آبی،ابرها، قوهای مست!
شوق یک دریا تماشا بر نگاهم داده بود!

آه! ای آرامش جاوید! کی آیی به دست؟
آسمان، یک لحظه، حالی دلبخواهم داده بود!

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱۰)

درســــتمـوقـعـه اے کـه بـایـد درکـت کـنـڼ تـرکت میکنن...این...

🔵 دستهــایـــم را در🔵 گنـــــدم زار🔵 مــــوهایټ🔵 جاگذاشتم🔵 و...

-می‌دونم یه روز میذاری و میری ، باد چشم‌های تو رو با خودش خو...

گرچه دُشوار است امّا بی صدایی بِهتر است!بی خیالت!...دوری از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط