{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی بیا به دیدارم

گفته بودی بیا به دیدارم
اولا،دردسرنداری که؟
ثانیاخنده های نازت کو؟
توکه جزچشم ترنداری که

کوپس آن عشق خانمان سوزت
تن بی نقص ونازدیروزت
کو؟طرفدارهای دلسوزت
دور خودیک نفرنداری که

درنگاه تو عشق بازی بود
یابه قولی بهانه سازی بود
هرکسی با توبودراضی بود
امتحانی،ضرر نداری که

بعد توروزگار من چرخید
مثل شاهی که مانده درتبعید
اقتدارم ندیده ها را دید
ازغرورم خبرنداری که

غزل ناب من تورا بردند
کشف بودی کلیشه ات کردند
چه بهم ریخته پس آوردند
مثل سابق،اثرنداری که

دلخوشیم آنهمه شعارت بود
وعده هایی که اعتبارت بود
ازکجاباورت کنم،دیگر
ضامن معتبرنداری که

خاطرت هست روزسرمستی
چشم روی قرارمان بستی
گفته بودیکه خواهرم هستی
به برادرنظرنداری که؟

باتوبرخوردشعراگرسردست
اشکمان را اگردرآوردست
شاعربی نوامقصرنیست
سینه ی شعله ور نداری که
دیدگاه ها (۳)

انگـــــار قــــرار نیست با تـــو بـــی حســـاب شــوم ساله...

میشـــہ بــرگـــردےخیلــے دل تنگـــم...بــراے حــرفــات...بغ...

میدونی موقع تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟!گفت دار...

"دڸ"حریمی‌است ڪہ حرمت داردلمس دست هرنامحرم برضریح حرمشنامردے...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط