{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردم اینجا چقدر مهربانند...

مردم اینجا چقدر مهربانند...
دیدند کفش ندارم
برایم پاپوش دوختند؛؛
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند،،
و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری
و دیدند هوا گرم شد
پس کلاهم را برداشتند
و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است
به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که
سواد ندارم محبت کردند و
حسابم را رسیدند .
خواستم در این مهربانکده خانه بسازم
نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز . .
دیدگاه ها (۱)

لبهــایم صدفبوســہ هایــم مـــرواریدیڪــ دریــا آغـــوشـم بـ...

مهلت بده میروم فقط پایت را بردار تا غرورم را جمع کنم !" مـــ...

میخواهی دلتنگت نباشمانگار که بخواهی،شیروانی‌هایِ "رشت" خیس ن...

حالتِ خواب رفتگی و کرختیِ اعضایِ بدن ؛حکایتِ آدم هایِ خسته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط