{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند

گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند
شب سلیس است و یکدست و باز
شمعدانی ها
و صدا دار ترین شاخه فصل ‚
ماه را می شنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست و در اسراف نسیم
گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلکها را بتکان کفش به پا کن و بیا
و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام
تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱۶)

پارت4۶جانم۳میگم....۶چی؟۳امگایی یا آلفا(بچه ها یادم رفت بگم ا...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

007-پنهان در مه - پارت ۷۶

فاصله یک لبخند تا جنون

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 15سلیا بلند شد و چویا را ارام ص...

دیدار باتو (part 2)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط