{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان،:سهون و جیونی جونم... بچه ها حتما تااخر بخونینش و

داستان،:سهون و جیونی جونم... بچه ها حتما تااخر بخونینش و دوبارس نظر بدین حتما مگه نه ناراحت میشما داستان در پایین 👇 امیدوارم خوشتون بیاد
جیون:ن فک کنم باید بزنمتا
سرمو بردم نزدیک تر ک لبامو بعضی موقع ها ب هم میخورد
سهون:فک نکنم منو بزنی چون خودت دستوپا چلفتی 😏 😏 😏
با اعصبانیت پاشد
جیون:هی اوه بس کن دیگه و راستی بیا بریم من خوابم میاد
سهون:
دیدم چن نفر از اخبار اومدن
خبر نگار ها:اقای اوه اقای اوه ایا ایشون دوست دختر جدیدتونن؟؟؟
چی بگم یا خداا😱 😱 😱 اها
دستشو گرفتم و گفتم
سهون:بله ایشون جیون دوست دختر جدیده من هستن😍 😍 😍
خبر نگار ها:ایا دوسش دارین؟؟؟؟
سهون:اره اندازه دنیا دوسش دارم
خبر نگار ها:میشه باهاش برقصین؟؟؟؟(چه پررروووو😐 )
برگشتم سمتش و خودمو خم کردمو ی پامو گزاشتم عقب
سهون:افتخار رقص با منو داری؟؟؟؟
تعجب زده بود و نمیدونست جی بگع ی دفعه با هل(حل/هل) گفت
جیون:قبول میکنم
ی لبخند زدمو دستشو گرفتم و رفتیم سن اهنگ شروع شد .....ی دستم ت دستش بود اون یکیم دوره کمرش ک لخت بود ی حسی بهم دست داده بود اون دستشو گزاشته بود رو قلبم فک میکنم حس کرده داره تند میزنه اهنگ شروع شد و ما شروع ب رقصیدن کردیم خیلی قشنگ میرقصید اخرش وقتی بغلش کردمو بردمش بالا ی حسه خیلی قشنگ بهم داده بود و اخرش وقتی رو دستم دراز کشید .....من تحمل نداشتمو و سریع لبامو گزاشتم رو لبش
________________________________
جیون:
لباشو رولبام قرار داد من تعجب کرده بودم .....توشک بودم چطوری اخه ......سریع خودمو ازش جدا کردم....هیچی نگفته بودم ...ولی ی حسی بهم میگفت ک بهش علاقه مند شدی.......اومد سمتم و گفت
سهون:اوممممم بریم
جیون:بریم سهونم
رفتیم سواره ماشین شدیمو حرکت میکردیم و هیج حرفی تو کله راه نزدیم تا اینکه رسیدیم دمه دره هتل
سهون:رسیدیم جیون
جیون:مرسی سهون نمیای بالا.....
سهون:نه جیون خوابم میاد میرم خونه😪 😪 😪 😪 راستی با بچه ها فردا میریم کلوپ میای؟؟؟
جیون:بزا ببینم چی میشه
سهون:اوکی شب بخیر😊 😊
جیون:شب بخیر
از ماشین پیاده شدمو رفتم تو هتل برگشتم دیدم تو ماشینه و ی دست براش تکون دادم اونم همین کارو کرد رفتم بالا و کارتو کشیدم رفتم تو دیدم کیوری با گوشیش ور میره منو دید
کیوری:عهههه اومدی
اومد نزدیکم درو بستو و نشوندم رو تخت
کیوریب :بگو ببینم چیشد
همچیو براش تعریف کردمو دهنش باز بود
با خنده گفتم
جیون:گاراجو ببند مگس نپره توش🔫 🔫 😂 😂 😂 😂
کیوری:اون ترو بوسیدددعرررر
جیون:گمشو برو بخواب میدونم با بکی داشتی اس بازی میکردی
کیوری:ن...نه کی گفته؟؟؟😰 😰 😰
خندیدم گفتم
جیون:باشه برو بخواب
سریع پرید رفت زیره ملافه
منم رو تخت دراز کشیدم و ب اتفاقای امشب فک کردمو خوابم برد
________________________________
سهون:
توچکار کردی پسر.....ت...تو جیون بوسیدی .....خواهر دختری ک بخاطر اون اتفاق از دست تو لعنتی مرد .....سریع رسیدم خونه دره خونرو باز کردم و رفتم تو رو رفتم ی بطری مشروب اوردم برای خودم مشغول خوردنش بودم ب اون بوسه فک کردم ....یعنی ب جیون علاقه مند شدم ....یعنی عاشقش شدم ....ن پسر ن بابا از رویا درار اون شاید بفهمه ک تقصیره تو بود ک مرد .....دوسه تا بشگن زدم(بگشن بشگن😂 😂 😂 )تا از رویا درام انقد خسته بودم ک یهو خوابم برد...

در ادامه.....
ایا در کلوپ چ اتفاقی می افتد؟؟؟
ایا نقشه سهون چیست؟؟؟😈 😈
ایا چ اتفاقی میوفتدک جیون عاشقه سهون میشود 😈 😈

باماهمراه باشید.....
😂 😂 😂 😂 😂 نانوصن زدم تو کاره اخبار
دیدگاه ها (۱۴)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

پارت۳

احتمالا شب امضای برجامم ریخته بودن بیرون ب قر و فر دادناحتما...

گاینا از مردم تهران هستنواسه قربانیان ۱۱ سپتامبراومده بودن ه...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

🔸حدادعادل: به دلیل شرایط جنگ، فعلا نمی‌توانیم آن‌طور که باید...

رمان عشق ممنوع

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط