{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به درمیکده رفتم وگفتم ساقی

به درمیکده رفتم وگفتم ساقی
باده بده نوش کنم
غم این زندگی تلخ
فراموش کنم
ساقی میکده گفت
که جوان،باده مخور میسوزی
گفتمش ساقیا
ما باده نخورده سوختیم

  ✶
دیدگاه ها (۱)

باهام موند بغض سنگینی که همیشِه حملِش میکنم...همه جا باهام م...

.پونزده تیر نودو شش

جوجه هامونو عشقست...

عشقوم اعصابش خط خطیه فداششم من😍

موضوع:برادر ناتنی من پارت ۱ویو ا.ت :سلام من ا.ت هستم ۱۹ سالم...

درخواستی Part4یک ماه از ازدواجمون گذشته بود و همه چی عادی بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط