مصاحبه ی ووگ پسرا سپ و نامکوک
مصاحبه ی ووگ پسرا ( سپ و نامکوک💜)
هوسوک: اصلاً چطور فهمیدید؟
همه: *میخونن*
همه: سلام، ما بیتیاسیم!
نامجون: امروز یه خورده کرهای بهتون یاد میدیم.
هوسوک: خوش اومدید به "کرهای ۱ به ۱" با بیتیاس. بریم!
نامجون: کرهای – بزن بریم!
هوسوک: سخته؟
نامجون: انگار یه جایی خوندم که این سومین زبان سخت دنیاست.
هوسوک: راستش، واقعاً کار آسونی نیست. حتی وقتی کرهای حرف میزنی، گاهی کلمات قاطی میشن. اول از همه، تلفظش خیلی سخته، واسه همین هم سخته که منظورتو با جزئیات دقیق برسونی...
نامجون: همین ریزهکاریهای زبان کرهای...
هوسوک: ولی اگه فقط نامجون رو در نظر بگیری، اون توی انگلیسی و کرهای لهجهش فرق داره، درسته؟ دقیقاً. میشه نشون بدی چطور انگلیسی حرف میزنی؟
نامجون: راستش، انگار توی انگلیسی یه خورده راحتتر حرف میزنم، ولی وقتی کرهای حرف میزنم – که زبان مادریمه و خوب بلدم – حرف زدنم واضحتر میشه و لحنم میره بالاتر. مثلاً، اینجوری بود: فکر کنم سال ۲۰۱۸، وقتی توی آمریکا کنسرت داشتیم، یکی از کارمندها درست قبل از اینکه بریم رو صحنه، گفت: "یو، بریک ا لگ!" منم اون موقع گفتم: "چی؟ بریک ا لگ؟"
هوسوک: ولی خب این که یعنی "موفق باشی"، مگه نه؟
نامجون: آره، بعداً نگاه کردم – همون پیچیدگیهای ریزهکاریها همیناست.
***
نامجون: فیلمای بیتیاس رو زیاد ببینید.
هوسوک: سریالای کرهای.
یونگی: زندگی کردن تو کره، شاید بهترین راه باشه.
نامجون: و همچنین – یه دوستدختر یا دوستپسر کرهای.
هوسوک: وای.
نامجون: فکر کنم این واقعاً سریعترین راهه واسه یاد گرفتن یه زبان خارجی. پیشنهاد میکنم.
خب، اولین عبارتمون «가보자고» (گابوجاگو) هست، یعنی «بزن بریم!»، «بیا امتحان کنیم!».
اگه به مشکل خوردی، حس کردی از پسش برنمیای یا میخوای بیخیال شی – فقط بگو: «가보자고». بیا امتحان کنیم!
هوسوک: راستش، وقتی کنسرت سولوی خودم رو داشتم، قبل از اینکه برم رو صحنه با رقصندههای خارجی بودم. این عبارت رو بهشون یاد دادم. شمردیم: "یک، دو، سه – 가보자고!" – و با همین حال و هوا رفتیم رو صحنه.
نامجون: واقعاً؟
نامجون: آره. تازه، اینجا حرف صامت پایانی پیچیدهای نداره، واسه همین تلفظش راحتتره: «가보자고».
جی-ای-بی-او، جی-ای-جی-او – گابوجاگو!
***
نامجون: به کرهای میگن «파이팅» (فایتینگ) – یعنی «بریم جلو»، «موفق باشی»)، ولی به سبک انگلیسی بهش میگن «فایتینگ». آره، «فایتینگ».
با اینکه به صورت fighting نوشته میشه، دقیقاً همینجوری تلفظش میکنن.
هوسوک: بعدی – «치맥» (چیمِک). تکرار میکنیم: «چیمِک». این ترکیب مرغ و آبجوئه.
یونگی: اولش، این فقط یه غذای معروف تو آبجوفروشیها بود.
هوسوک: ولی به مرور زمان، به نظر من، خودش شد یه کلمه ترکیبی عادی. تو کره، «چیمِک» رو معمولا میخورن، مثلاً موقع دیدن مسابقات ورزشی.
یونگی: کلاً، کرهایها واقعاً عاشق مرغن – یعنی واقعاً دیوانهوار دوستش دارن.
نامجون: ولی واسه یه «چیمِک» واقعی، حتماً باید مرغ سوخاری کرهای باشه، و کنارش – آبجوی دستساز. این خیلی مهمه.
یونگی: معمولا مردم بعد از کار میرن واسه «چیمِک» – انگار «دور اول» عصرونهشون.
نامجون: آره، دقیقاً.
جونگکوک: این یه جورایی پایان روزه، پاداشی برای زحماتت.
نامجون: پس، وقتی اومدید کره، حتماً مرغ سوخاری کرهای رو امتحان کنید – نصف با سس، نصف معمولی، و حتی میتونید با طعم قارچ ترافل هم سفارش بدید.
***
یونگی: خب، بعدی – «혼밥» (هونباپ).
هوسوک: این مخفف "تنها غذا خوردن"ه، یعنی اینکه تنها غذا بخوری. به همین عمل – تنها غذا خوردن – میگن «هونباپ».
جونگکوک: ولی مگه خارج از کشور مردم زیاد تنها غذا نمیخورن؟ اینجوری نیست؟
یونگی: من، مثلاً، معمولا تنها غذا میخورم.
جونگکوک: انگار، حتی بیشتر از کره... البته الان همه راحت تنها غذا میخورن.
هوسوک: «هونباپ» دیگه یه چیز عادی شده.
یونگی: مثلاً، اگه تو هانامدونگ باشم – میتونم تنها برم یه رستوران که سوپ کوکپاب داره، یا حتی برم یه رستوران گوشت و تنها غذا بخورم.
هوسوک: ولی مگه تو خونه هم وقتی تنها غذا میخوری – اینم «هونباپ» نیست، مگه نه؟
یونگی: فقط یوتیوب رو روشن میکنی و غذا میخوری.
هوسوک: لازم نیست حتماً بری یه جایی تا تنها باشی ،خیلیها تو خونه هم همین کارو میکنن.
#OT7
هوسوک: اصلاً چطور فهمیدید؟
همه: *میخونن*
همه: سلام، ما بیتیاسیم!
نامجون: امروز یه خورده کرهای بهتون یاد میدیم.
هوسوک: خوش اومدید به "کرهای ۱ به ۱" با بیتیاس. بریم!
نامجون: کرهای – بزن بریم!
هوسوک: سخته؟
نامجون: انگار یه جایی خوندم که این سومین زبان سخت دنیاست.
هوسوک: راستش، واقعاً کار آسونی نیست. حتی وقتی کرهای حرف میزنی، گاهی کلمات قاطی میشن. اول از همه، تلفظش خیلی سخته، واسه همین هم سخته که منظورتو با جزئیات دقیق برسونی...
نامجون: همین ریزهکاریهای زبان کرهای...
هوسوک: ولی اگه فقط نامجون رو در نظر بگیری، اون توی انگلیسی و کرهای لهجهش فرق داره، درسته؟ دقیقاً. میشه نشون بدی چطور انگلیسی حرف میزنی؟
نامجون: راستش، انگار توی انگلیسی یه خورده راحتتر حرف میزنم، ولی وقتی کرهای حرف میزنم – که زبان مادریمه و خوب بلدم – حرف زدنم واضحتر میشه و لحنم میره بالاتر. مثلاً، اینجوری بود: فکر کنم سال ۲۰۱۸، وقتی توی آمریکا کنسرت داشتیم، یکی از کارمندها درست قبل از اینکه بریم رو صحنه، گفت: "یو، بریک ا لگ!" منم اون موقع گفتم: "چی؟ بریک ا لگ؟"
هوسوک: ولی خب این که یعنی "موفق باشی"، مگه نه؟
نامجون: آره، بعداً نگاه کردم – همون پیچیدگیهای ریزهکاریها همیناست.
***
نامجون: فیلمای بیتیاس رو زیاد ببینید.
هوسوک: سریالای کرهای.
یونگی: زندگی کردن تو کره، شاید بهترین راه باشه.
نامجون: و همچنین – یه دوستدختر یا دوستپسر کرهای.
هوسوک: وای.
نامجون: فکر کنم این واقعاً سریعترین راهه واسه یاد گرفتن یه زبان خارجی. پیشنهاد میکنم.
خب، اولین عبارتمون «가보자고» (گابوجاگو) هست، یعنی «بزن بریم!»، «بیا امتحان کنیم!».
اگه به مشکل خوردی، حس کردی از پسش برنمیای یا میخوای بیخیال شی – فقط بگو: «가보자고». بیا امتحان کنیم!
هوسوک: راستش، وقتی کنسرت سولوی خودم رو داشتم، قبل از اینکه برم رو صحنه با رقصندههای خارجی بودم. این عبارت رو بهشون یاد دادم. شمردیم: "یک، دو، سه – 가보자고!" – و با همین حال و هوا رفتیم رو صحنه.
نامجون: واقعاً؟
نامجون: آره. تازه، اینجا حرف صامت پایانی پیچیدهای نداره، واسه همین تلفظش راحتتره: «가보자고».
جی-ای-بی-او، جی-ای-جی-او – گابوجاگو!
***
نامجون: به کرهای میگن «파이팅» (فایتینگ) – یعنی «بریم جلو»، «موفق باشی»)، ولی به سبک انگلیسی بهش میگن «فایتینگ». آره، «فایتینگ».
با اینکه به صورت fighting نوشته میشه، دقیقاً همینجوری تلفظش میکنن.
هوسوک: بعدی – «치맥» (چیمِک). تکرار میکنیم: «چیمِک». این ترکیب مرغ و آبجوئه.
یونگی: اولش، این فقط یه غذای معروف تو آبجوفروشیها بود.
هوسوک: ولی به مرور زمان، به نظر من، خودش شد یه کلمه ترکیبی عادی. تو کره، «چیمِک» رو معمولا میخورن، مثلاً موقع دیدن مسابقات ورزشی.
یونگی: کلاً، کرهایها واقعاً عاشق مرغن – یعنی واقعاً دیوانهوار دوستش دارن.
نامجون: ولی واسه یه «چیمِک» واقعی، حتماً باید مرغ سوخاری کرهای باشه، و کنارش – آبجوی دستساز. این خیلی مهمه.
یونگی: معمولا مردم بعد از کار میرن واسه «چیمِک» – انگار «دور اول» عصرونهشون.
نامجون: آره، دقیقاً.
جونگکوک: این یه جورایی پایان روزه، پاداشی برای زحماتت.
نامجون: پس، وقتی اومدید کره، حتماً مرغ سوخاری کرهای رو امتحان کنید – نصف با سس، نصف معمولی، و حتی میتونید با طعم قارچ ترافل هم سفارش بدید.
***
یونگی: خب، بعدی – «혼밥» (هونباپ).
هوسوک: این مخفف "تنها غذا خوردن"ه، یعنی اینکه تنها غذا بخوری. به همین عمل – تنها غذا خوردن – میگن «هونباپ».
جونگکوک: ولی مگه خارج از کشور مردم زیاد تنها غذا نمیخورن؟ اینجوری نیست؟
یونگی: من، مثلاً، معمولا تنها غذا میخورم.
جونگکوک: انگار، حتی بیشتر از کره... البته الان همه راحت تنها غذا میخورن.
هوسوک: «هونباپ» دیگه یه چیز عادی شده.
یونگی: مثلاً، اگه تو هانامدونگ باشم – میتونم تنها برم یه رستوران که سوپ کوکپاب داره، یا حتی برم یه رستوران گوشت و تنها غذا بخورم.
هوسوک: ولی مگه تو خونه هم وقتی تنها غذا میخوری – اینم «هونباپ» نیست، مگه نه؟
یونگی: فقط یوتیوب رو روشن میکنی و غذا میخوری.
هوسوک: لازم نیست حتماً بری یه جایی تا تنها باشی ،خیلیها تو خونه هم همین کارو میکنن.
#OT7
- ۶.۰k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط