{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز چشم باز کن و مرا ببین

پاییز چشم باز کن و مرا ببین

دیدی رفت و من تنها شدم!

دیدی با رفتنش آسمان آبی ام را با خودش برد!

حالا من پشت یک انتظار سرخ و کشنده

کنار دشت لاله های وحشی نشسته ام

و برای دوباره دیدنش دعا میکنم.

دیدی ستاره شد و رفت!

دیدی من سوارِ تابِ بیقراری

چشم هایم را به آسمان پرستاره دوخته ام

و لالایی دلتنگی می خوانم!

پاییز! مرا ببین!

بی بهانه رفت و مرا ویران کرد!

پاییز تو بگو من پاییزی ام یا تو؟
دیدگاه ها (۳۳)

گرچه سالها ازپرواز بی بازگشتت میگذرد ولی غم فراغت همچنان با...

حالم خوب نیست، من شکست خورده ام، در این کشمکش بین من و دنیا،...

آنهایی که ما را ترک می کنند، از خودشان جنازه‌ای باقی‌ می گذ...

پاییز.......چه دلگیرتری از وقتی او نیست و چه بهانه ی خوبی بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط