گفتم ا جان شدم از نرگس مست تو خراب

گفتم اے جان شدم از نرگس مست تو خراب
گفت در شهر ڪسے نیست ز دستم هشیار


گر ڪشم زار و اگر زنده ڪنم من دانم
در ره عشق تو را با من و با خویش چه ڪار
دیدگاه ها (۰)

از توضیح دادن خودم دست برداشتم وقتی که فهمیدم آدما فقط ...

گاهی نیاز نیست تو کاری انجام بدی خدا انتقامت رو بی صدا میگیر...

ڪاش‌بودی‌تادلـم‌تنھانبودتااسیرغصه‌ی‌فردانبودڪاش‌بودی‌تابرای‌...

دليل گريه و اين بغض بى بهانه منمآهاى موى پريشان بيا كه شانه ...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

سناریو / ری اکشن / فال حافظ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط