آفتابدرحجاب

#آفتاب_در_حجاب
#قسمت_چهارم


💠 علی اکبر برای تو التیام شهادت محسن است؛ شهید نیامده، غنچه ی پیش از شکفتن پر پر شده...

🔷 شهادت محسن، اولین شهادت در دیدرس تو بود. تو چهار ساله بودی که فریاد مادر را از میان در و دیوار شنیدی که: محسنم را کشتند... و به سویش دویدی.

🔷 شهادت محسن بر دلت زخمی ماندگار شد. شهادت برادر در پیش چشم های چهار ساله ی خواهر...

🔷 و تا علی اکبر نیامد، این زخم التیام نپذیرفت.

🔷 اکنون این مرهم زخم توست که به خون آغشته شده است.

🔷 اکنون این زخم کهنه توست که سر باز کرده است


💠 دوست داشتی حسین را دمادم در آغوش بگیری و بوی حسین را با شامه ی تمامی رگ هایت استشمام کنی.

🔷 اما تو بزرگ بودی و حسین بزرگ تر و شرم همیشه مانع می شد مگر که بهانه ای پیش می آمد؛ سفری، فراق چند روزه ای، تسلای مصیبتی و ..‌.

🔷 تو همیشه به نگاه اکتفا می کردی و با چشم هایت بر سر و روی حسین بوسه می زدی.

🔷 وقتی علی اکبر آمد، میوه ی بهانه چیده شد و همه موانع برچیده.

🔷 حسین کوچکت همیشه در آغوش تو بود و تو می توانستی تمامی احساسات حسین طلبانه ات را نثار او کنی.



💠 از آن پس، هر گاه دلت برای حسین تنگ می شد، بوسه بر گونه های علی اکبر می زدی.

🔷 هر گاه آتش عشق حسین در وجودت زبانه می کشید، چنگ بر دامان عاطفه علی اکبر می زدی.

🔷 از آن پس، علی اکبر بود و دامان مهر تو.

🔷 علی اکبر بود و دست های نوازش تو.

🔷 علی اکبر بود و نگاه های پرستش تو و...

🔷 حسین بود و ادراک عاطفه ی تو.

#یارب_به_فضل_واحسان_تغییرده_قضارا #و_أکثروا_الدعاء_بتعجیل_الفرج_فإن_ذلک_فرجکم #بخوان_دعای_فرج#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است#حیا#حجاب#اللهم_لعن_سقیفه#اللهم_لعن_الجبت_و_الطاغوت #با_ادب_باشیم #صلوات #مناجات #زندگی_خوب #انتقام_سخت #رمضان #عکس_نوشته #بخون #تلنگر #مهدویت #فاطمیه #مذهبی #شهادت #شهدا #محرم #غدیر #ولایت #امامت #قرآن_کریم #برائت #تولی #ظهور #دعای_فرج #هنر_زندگی #اهل_بیت #ثقلین #رافصی#علمدار_نیامد #اربعین #زیارت #فرهنگی #تربیتی #ویسگون #نور #ظلمت #وحدت #حدیث #شبهه#ashura #ما_بیخیال_سیلی_مادر_نمیشویم #علی_علی
🆔@bagheban
دیدگاه ها (۱)

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_چهارم💠 و اکنون نیز حسین بهتر از هر کس ای...

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_پنجم✍ پرتو ششم:🌱خانمی شده بودی تمام و کم...

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_چهارم💠 وقتی از سر جنازه ی مسلم بن عوسجه ...

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_چهارم✍ پرتو پنجم:🌱 دلت می خواهد که طاقت ...

از مادر برایت بگویم، از روزی که رفتی هر روز، هر چند ساعت با ...

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

محل درمان: چشمه ی آب"سنگهای زمردین"جایی در قلب جنگل ممنوعه، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط