(این یک داستان واقعیست +18)
(این یک داستان واقعیست +18)
مردی پولدار درخانه خود تمساح نگهدارى میکرد،یک شب مهمانى گرفت و جوانها را به لب استخر برد وگفت هرکس طول استخر را شنا کند واز بین تمساحها جان سالم به در ببرد به او یک میلیارد و یا دختر زیباى خود را به عقدش در میاورد، مرد درحال صحبت بود که جوانى به استخر پرید وشنا کرد و سالم بیده رون آمد، مرد حیران مانده بود، به جوان گفت پول را میخواهى
یا دخترم را؟!؟ جوان گفت هیچ کدام، فقط خواستم بگم من کاظم ربیعی هستم بچه ابودان ...
مردی پولدار درخانه خود تمساح نگهدارى میکرد،یک شب مهمانى گرفت و جوانها را به لب استخر برد وگفت هرکس طول استخر را شنا کند واز بین تمساحها جان سالم به در ببرد به او یک میلیارد و یا دختر زیباى خود را به عقدش در میاورد، مرد درحال صحبت بود که جوانى به استخر پرید وشنا کرد و سالم بیده رون آمد، مرد حیران مانده بود، به جوان گفت پول را میخواهى
یا دخترم را؟!؟ جوان گفت هیچ کدام، فقط خواستم بگم من کاظم ربیعی هستم بچه ابودان ...
- ۱.۱k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط