{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من،

من،

از این شهر و آدمهایش

درس زیاد گرفتم...

شاید مهمترینشان

این بود 

که آدم های خوب،

نه همیشه لبخندی به صورت دارند

نه همیشه شاخه گلی به دست!

خوب بودنشان دلیل ندارد،

نمیخواهند سرکیسه ات کنند

یا که برایت نمایش بازی کنند

آنها فقط "خوب" هستند،

و مهمتر از همه،

نیازی ندارند

این خوب بودن را فریاد بزنند!

همین فریاد نزدنشان 

باعث میشود رفتنشان،

ساکت و سرد باشد

طوری که 

تا مدت ها جای رفتنشان درد میکند!

البته خاصیت درس همین است،

تا تمام نشود،

یاد نمیگیری...


| امیررضا لطفی پناه |
دیدگاه ها (۸)

می دانی همیشه خیلی چیزها را دوست داشتم اما تو اهمیت نمی دادی...

میدانیهمیشه خیلی چیزها را دوست داشتماما تو اهمیت نمی دادی ،م...

دفتر خاطرات آرا

لیلا برخورداری  متولد ۱۳۵۷ در تهران است ۲ خواهر و ۲ برادر دا...

من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم تو به مدرسه میرفتی به تو گف...

حمله صاحبخانه و پسرش به دو دختر مستاجر با ساطوربه گزارش پارس...

زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلا...

حال خوش این شب قدرمان وقف تو آقا . . . ! گره بر گره . . .یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط