ت کجای این شهر لانه کردی

#تُ کجای این شهر لانه کردی
که تمام شاخ و برگها برای بوسیدنت
سر برگرداندند #تُ کجایی؟
که نسیم شهریور از نگاهت شروع میشود #تُ را کجا بیابم
تمام عطر بهارنارنج ها
عطر ترنج و نارنج ها
عطر گَسِ خرمالوها
بوی عشق
بوی نم خاک
بوی چوب خیس خورده
نم باران و کوچه های به یاس نشسته
خنکای دم صبح و نسیم غروب
همه از آن توست #تُ کجایی ؟
که تا حرف #تُ می شود
از ذوق چشمهایم خیس
لبهایم لرزان
دستانم سرد
پاهایم بیرمق میشوند
خوش بحال این هوا که #تُ را مدام دارد
و بدبحال من که ندارمت و دلم میسوزد
#کجایی_آغوشتو_کم_دارم
دیدگاه ها (۱)

و من اگر نباشمتو که معشوق منیمگر به دیده‌ی عشاق دیگری در آین...

زنی که شعر می‌فهمد را نمی‌توانید بـه شیوه‌ای معمولی دوست بدا...

#شنبه ها انگارخستگی یک عمر #جمعه با من استانگار #جمعه را #ص...

#حالم را نپرس....از #من!تا حال خوب؛ #مسافت زیادی باقیستبرسم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط