{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب عشقا اومدم تا رمان جدیده رو شروع کنم.

خب عشقا اومدم تا رمان جدیده رو شروع کنم.

دردسر های سه روزه (پارت ۱)

تیلز : سلام بچه ها انگار همه اومدید......سونیک کجاست؟

چند ثانیه بعد

سونیک : سلام رفقا من اومدم
تیلز : خب پس سونیک هم اومد.....میاید بازی رو شروع کنیم؟😁

امی: تیلز نگفته بودی قراره بازی کنیم.....بازیت چیه؟

تیلز : خب البته بازی نیست چالشه.....

ناکلز : واووو....چالش.

سونیک : خب چالشت چیه تیلز.

تیلز : هرکی بتونه توی این سه چالش برنده بشه برده قبوله؟

ناکلز : من هستم چالش اول رو بگو.

تیلز : خب....این یکی رو جدید درست کردم بتری ای که خودش به طور شانسی یه نفر رو انتخاب میکنه اولین نفری که بتری سمتش باشه باید تا آخر چالش رو بره و بقیه باید ببینند که کاری غیر از چیزی که توی چالش بوده انجام نده....خب.

ناکلز : من هستم

امی : منم هستم

تیلز : خب عالیه سونیک توچی هستی؟

سونیک : معلومه پس بزنید بریم سراغ چالش رفقا.

بتری چرخونده شد. و در آخر سر بتری به سمت سونیک رفت

تیلز : خب سونیک تو کسی هستی که باید سه تا چالش رو بره وما کسایی هستیم که باید مراقبت باشیم و برات چالش بزاریم.

سونیک : هه...خیله خب رفقا....مگه چقدر میتونه سخت باشه من آمادم.

تیلز و ناکلز و امی برای اولین چالش سونیک ازش خواستن : با شدو دوست بشه.

تیلز : خب سونیک اولین چالشت اینه که باید یه جوری تو دل شدو خودتو جا کنی و باهاش دوست بشی.

سونیک : انگار سخت تر از اون چیزیه که فکرش رو میکردم اما هرچی نباشه من سونیکم ها....دسته پر برمیگردم بچه من رفتم خداحافظ.

خب عشقا ادامه ی پارت برای بعد بگید راضی بودید؟😁❤
دیدگاه ها (۰)

سونیک پرایم💖

💞💖

این نمونه ای از دنیای من......😅توی ذهن من وضعیت اینه😂

رفقا نزدیک ۱۰۰ تایی شدنیم ممنونم عشقا💞💖و....البته من این چند...

رمان پارت ۲🖤عشق تکرار نشدنی 🩵تیلز: امی سیلور رو دوست داری؟ام...

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۸ ؟۳۸ سونیک : صدای چی بود ؟ شدو : نمیدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط