{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادمه یه روز که.خیلی ناراحت بودم.کارم.شده یکی بود یکی نبو

یادمه یه روز که.خیلی ناراحت بودم.کارم.شده یکی بود یکی نبود
دیدگاه ها (۱)

رفیق دل بستن به کلاغی که دل دارد،به از دل بستن به طاووسی اس...

فریادهای زده نشدهیواش یواش مےشودهمان چین و چروک هایروی صورت....

شیطونکه دایی خواهر زاده بنده 😍 ...

خسته ایممثل لاک پشتی کهیک خیابان رااشتباهی رفته است😔 💔 حال و...

یادمه یه روز یکی بود ......

بچها یادمه یکی یه سناریو راجب ات که پلیس بود و ران نوشته بود...

یادمه بچه بودم باهاش زار زار گریه میکردم

یادمه خدمت که بودیم بچها کم سن بودن اکثرا بعضیا تازه از خانو...

یادمه یروز یکی بود 🦋🫠

بفرس برای کت نپ کیوتنگاه من باهات مشکل خاصی ندارم ولی فشار م...

فالو کامنت یادتون نره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط