{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام آقا...

سلام آقا...
این یه درد دله که فقط به شما تونستم بگم...
آقای من! یادمه چند سال پیش منتی بر سرم گذاشتی وبه دربارت راهم دادی...
صحن و سرا،میدون مشک، کفین عباس، نهر علقمه و... و... و... و...
هنوز یادم نرفته صدای قشنگ اذون های حرم رو!!
هنوز یادم نرفته گم شدنم توی حرمت رو آخ که چه صفایی داشت ...
آقا ازون وقتی که تو حرم برای اولین بار روی ضریحت افتادم چند سالی میگذره و هنوز طعم خوش بوسه بر ضریحت یادمه...
آقا جانم!! درد دوری سخته و من هم بی طاقت!!!
شب ولادتت توی میخانه ی دلم و میشینم دفتر خاطرات حرمت رو با کلی اندوه ورق میزنم و فقط صدای آه دلم بالا میاد...
می میزنم و دف میزنم به یاد حرم پیاله هارو سر میکشم...
چه خوش طعمیه انگور نجف که با تربتت قاطی شده و بوی سیب گرفته!!!
از مستی این شراب ناب خوش سماعی با ذکر هو میکنم و قطره های اشکه که صدای چنگ و دف به روی زمین سرد و بی روح میریزه***
تمام حرفم اینه...
میسوزم از داغ دوری.

یعنی میشه باز دوباره آقا منتی بزاره
بار دیگه اسم مارو بین زائراش بیاره...

میرزای بی تعلق...
1393/3/10
ساعت 20:30
دیدگاه ها (۴۷)

لعنت باد

بسم الله...یاحیدر

سلام علیکم...چه یگویم...چه بگویم که برخی ز کوته بینیشان میسو...

بسم الله الذی لا اله الا هوسلام...دیشب تاحالا اتفاقاتی افتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط