سهم هیچ آغوشی نبوده امسهم من "آغوش سرد نفس های خاڪ استخاڪی ڪه چشمهایم راهر صبح نوازش می ڪُند "هر شب گیسوانم را تاب می دهدو برای تاول زخمهایم مرهم است •••