{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

رفتم، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی...

#فروغ_فرخزاد

✦ @foroogh_shamloo ✦
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

نمیبخشمت p.22

پارت ۲ ویو ا.ت امروز هم مثل روزهای دیگه شروع شده بود ولی فقط...

یک سگ زیادی ولگرد

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

چند پارتی بازی ممنوع

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرمدر لابلای دامن شبرنگ زندگی...

رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرمدر لابلای دامن شبرنگ زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط