{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

رفتم، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی...

#فروغ_فرخزاد

@foroogh_shamloo
دیدگاه ها (۰)

و اما نیمه شبی من خواهم رفت!از دنیایی که مال من نیستاز زمینی...

ای میهن! ای پیر،بالندهٔ افتاده، آزاد زمینگیرخون می‌چکد اینجا...

برای تو و خویشچشمانی آرزو می‌کنمکه چراغ‌ها و نشانه‌ها رادر ظ...

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﮐﺎﺵ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﯼﺩﺭ ﮔﻨﺠﻪ...

#مرد_دیوونه_منPart 1۴تهیونگ پوزخندی میزنه و می‌ره کوک بعد از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط