{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

رفتم، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی...

#فروغ_فرخزاد

@foroogh_shamloo
دیدگاه ها (۰)

و اما نیمه شبی من خواهم رفت!از دنیایی که مال من نیستاز زمینی...

ای میهن! ای پیر،بالندهٔ افتاده، آزاد زمینگیرخون می‌چکد اینجا...

برای تو و خویشچشمانی آرزو می‌کنمکه چراغ‌ها و نشانه‌ها رادر ظ...

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﮐﺎﺵ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﯼﺩﺭ ﮔﻨﺠﻪ...

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

وان شات هیونلیکس:a world where we can loveنویسنده:@choi_so_a...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط