{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبر داری که شهری

خبر داری که شهری

روی لبخند تو شاعر شد؟

چرا اینگونه

کافرگونه، بی رحمانه، می خندی؟

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

تا عطر تنت اینجاست نبضم به تو وابسته ستبا بوی نفس هایتجانانه...

بپوش پنجره را ای برهنه می ترسمکه چشم شور ستاره تو را نظر بزن...

من ریخته ام هر چه دلم را سرِ راهتای برده مرا صبر و قرار کاش ...

مثل یک شعر مرا تنگ در آغوش بگیرکه هوای غزلم سخت شبیه تن توست...

پیش جدش حسین بدون شیرخواره نرفت..

از جام شرابت جانان شدماز عشق نابت بی جان شدم شاعر نبودم و ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط