خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...
خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...
خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت...
خواستند او رابفروشند که برده شود،پادشاه شد...
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد...
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...
یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا ؛
حتی به سوی درهای بسته هم دوید...
و تمام درهای بسته برایش باز شد...
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،به دنبال درهای بسته برو
چون خدای "تو"و "یوسف" یکی ست.......
نمیدانم اکنون در کجای دنیا نفس میکشی و چه حس و حالی داری...
اما با تمام زخمهایت برخیز و رؤیاهایت را دنبال کن...
این حقیقت زندگی توست....
رها کن آنانی را که برای زندگی خود هدف و آرمانی ندارند...
آنان چه بدست آورده اند که اکنون تو را به خاک میخوانند..
به تمامی درهای بسته زندگی ات نگاه کن و با تمام قدرت فریاد اقتدارت را ساز کن...
برکت خداوند زودتر از حرکتت ، جانت را آسمانی میکند...
این یک نشانه است برای تو..
چقدر زیبا نفس میکشی
خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت...
خواستند او رابفروشند که برده شود،پادشاه شد...
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد...
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...
یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا ؛
حتی به سوی درهای بسته هم دوید...
و تمام درهای بسته برایش باز شد...
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،به دنبال درهای بسته برو
چون خدای "تو"و "یوسف" یکی ست.......
نمیدانم اکنون در کجای دنیا نفس میکشی و چه حس و حالی داری...
اما با تمام زخمهایت برخیز و رؤیاهایت را دنبال کن...
این حقیقت زندگی توست....
رها کن آنانی را که برای زندگی خود هدف و آرمانی ندارند...
آنان چه بدست آورده اند که اکنون تو را به خاک میخوانند..
به تمامی درهای بسته زندگی ات نگاه کن و با تمام قدرت فریاد اقتدارت را ساز کن...
برکت خداوند زودتر از حرکتت ، جانت را آسمانی میکند...
این یک نشانه است برای تو..
چقدر زیبا نفس میکشی
- ۲.۴k
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط