{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منو تو دست در دست هم خواستیم آغاز کنیم بودن را،پس چرا قصه

منو تو دست در دست هم خواستیم آغاز کنیم بودن را،پس چرا قصه اینگونه شروع شد؟
یکی بود یکی نبود.!!!
دیدگاه ها (۱)

لبخند توبه زندگی من رنگ میبخشد

بدون شرح

شروع این قصه از خنده های تو بود 💎کاشکی یکی حریف اون چشمای تو...

🌸 درود و مهر،با عشق و امید، صبح‌تون بخیر ❤️امروز را با دلِ گ...

فرض کنید بعد مرگ پدر و مادر میکاسا. میکاسا ارن رو مثل برادر ...

مثل نوری که به سوی ابدیت جاریست..❤قصه ای با تو شد آغاز که پا...

✨قصه‌ی غربت امام زمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه»،از خیلی قبل‌تر ا...

از خدا خواستم شر دشمنام رو از سرم پاک کنه و از دست دادن رفیق...

اون یکی اکم پریده بریم دوباره توی این اک شروع کنیم پر قدرت د...

بچه ها نظراتونو بگین کدومو شروع کنیم اول تروخداااااا تو کامن...

پست پانزدهم

🎦 ۲۸ مرداد، ما می‌خواستیم مثل همه زندگی کنیم اما شروع به دخا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط