{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻋﺎﺷﻘﻢ

ﻋﺎﺷﻘﻢ
ﺍﻫﻞﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺑﻦﺑﺴﺖ ﮐـﻨﺎﺭﯼ،
ک ﺗﻮ ﺍﺯ پنجرﻩﺍﺵ ﭘﺎﯼ ب ﻗﻠﺐ ﻣﻦِ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﻬﺎﺩﯼ
گنه ﺍﺯﮐﯿﺴﺖ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ باﺯ؟
اﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺁغاﺯ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﺸﻢِ ﮔﻨﻪ کاﺭ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺩیدﺍﺭ؟
ﮐﺎﺵ میشد گنه کوچه ولحظه وچشمت همه بردوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب تورا تنگ درآغوش بگیرم.
دیدگاه ها (۷)

این چه رازی است که در چشم تو باید گم شودباید انگشت نمای تو و...

سخت است برای کسی که اتش گرفته توضیح بدهی که نباید بدود. دنیا...

ﻣﯽ ﺳُﺮﺍﯾﻢ " ﺗﻮ " ﻭﭼﺸﻤﺎﻥ " ﺗﻮ " ﺭﺍﻧﻪ ﺳﭙﯿﺪﯼﻧﻪ ﻏﺰﻝ ....ﺗﻮﺋﯽ ﺁﻥ ...

کاش امشب خندها جان میگرفت،ماجرای درد پیان میگرفت،اه از این ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط