سناریو
#سناریو
موضوع: وقتی باهاشون قهری چجوری مختو میزنن (مای هیرو ور)
ایزاوا: *این بیاد مختو بزنه؟! ایزاوا حرمت داره عزیزان. همچنان بیخیال. نسبت به قبل بیشتر میاد جلو چشمت و هروقت میبینه تو جمعی از قصد میاد زیر گوشت زمزمه میکنه* عزیزم واقعا میخوای به مردت اینجوری بی محلی کنی؟
هاکس: *تا زمانی که باهاش حرف نزنی تو بغلش نگهت میداره* پرنده کوچولو بیخیال دیگه، بزا اون لبخند قشنگتو ببینم~
دابی: *دابی و کنار اومدن با بی محلی؟ نو نو اشتباه بزرگی کردی. اصلا اجازه نمیده تکون بخوری. دستاشو از پشت دور شونه هات حلقه میکنه و سرشو میزاره رو موهات* عروسکم میدونی که من از بازی کردن خوشم میاد، حالا هرچقدر میخوای بهم بی محلی کن.
شیگی: *در هر مکان و زمان مثل استاکر میوفته دنبالت، البته به توصیه های کوروگیری درباره خرید گل هم عمل میکنه* پرنسس بیا کار رو سخت تر از اینی که هست نکنیم~
موضوع: وقتی باهاشون قهری چجوری مختو میزنن (مای هیرو ور)
ایزاوا: *این بیاد مختو بزنه؟! ایزاوا حرمت داره عزیزان. همچنان بیخیال. نسبت به قبل بیشتر میاد جلو چشمت و هروقت میبینه تو جمعی از قصد میاد زیر گوشت زمزمه میکنه* عزیزم واقعا میخوای به مردت اینجوری بی محلی کنی؟
هاکس: *تا زمانی که باهاش حرف نزنی تو بغلش نگهت میداره* پرنده کوچولو بیخیال دیگه، بزا اون لبخند قشنگتو ببینم~
دابی: *دابی و کنار اومدن با بی محلی؟ نو نو اشتباه بزرگی کردی. اصلا اجازه نمیده تکون بخوری. دستاشو از پشت دور شونه هات حلقه میکنه و سرشو میزاره رو موهات* عروسکم میدونی که من از بازی کردن خوشم میاد، حالا هرچقدر میخوای بهم بی محلی کن.
شیگی: *در هر مکان و زمان مثل استاکر میوفته دنبالت، البته به توصیه های کوروگیری درباره خرید گل هم عمل میکنه* پرنسس بیا کار رو سخت تر از اینی که هست نکنیم~
- ۳.۳k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط