{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ها

شب ها
دفتر شعرم را می دهم؛
تا خیالت برایم بخواند!

چه قصه خوشی است؛
وقتی که خیالت،از تو برایم می گوید...

#علیرضا_فرد
دیدگاه ها (۲)

انصاف نیست در این شهرتلخی دو فنجان قهوه ؛و سنگینیِ سکوتِ صند...

آدم که دلتنگ می شود؛ریشتر های دلتنگیش زلزله ای در وجود و ذهن...

پاییزی که تو را ندارد...مثلهمان آذری است؛که هوای دلش یخ زده!...

دل بیچاره باران طاقت دوری نیاورد وبه دیدار پاییز آمد...من ما...

امشب را تو برایم نقاشی کنتو رنگ بزن بخیالممیدانم که زیبا می ...

تو آمدی و خبر ِ عشق آوردیدوستت دارم وخاک ِ گلدان را عوض می ک...

بسم الله الرحمن الرحیم وَالضُّحَى وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى مَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط