{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی درخواستی از چانگبین

تکپارتی درخواستی از چانگبین
درخواستی از ایشون @straykidstay
موضوع : وقتی میخوای بهش اعتراف کنی ولی میگی شاید رد شی


ویو ا.ت*
خب از اونجایی که دوباره باید برم توی اون کمپانی مزخرف خیلی رو مخه(کمپانی جی وای ع*ن)
صبح بیدار شدم بعد از انجام دادن همه ی کار های خونه و خودم آماده شدم و رفتم از خونه بیرون
تصمیم گرفتم پیاده برم کمپانی (ا.ت منیجر کمپانیه)
تا اونجا از کافه به قهوه گرفتم و رفتم بعد از یه ربع به کمپانی رسیدم وقتی واد شدم بقیه منجر ها بهم سلام کردن و منم بهشون سلام کردم میخواستم برم توی اتاق خودم و بقیه همکارام که یه نفر رو دیدم
واقعا خیلی خوب بود قد بلند ، چهارشونه ، خوشگل اصلا عالیی
اون رو نیشناختم اون چانگبین بود از کنارم رد شد و منم از کنارش رد شدم و رفتم توی اتاق بعد از چند ساعت تایم کاری تموم شد و خواستم از کمپانی برم بیرون رفتم و به سمت خونه حرکت کردم
*یه هفته بعد*
احساس میکنم خیلی دیگه با چانگبین راحت شدم و یجورایی دوستای هم محسوب میشیم چون بعد از اون یه هفته من منیجر شخصیش شده بودم اون بهم پیام داده بود "ا.ت غروب وقتت خالیه بریم بیرون؟؟" منم بهش پیام دادم "اره وقتم خالیه اوکی تایم و اینا رو مشخص کن اوکیم" پیام چانگبین"اوکی ساعت 5 بیا به این کافه...(آدرس کافه حالا خودتون یه چیزی در نظر بگیرین)منم میام"
ا.ت"اوکی"
بعد از چند دقیقه من آماده شدم و رفتم پایین به سمت اون کافه حرکت کردم دیگه واقعا تصمیم گرفتم که بهش اعتراف کنم ولی اگه رد بشم چی؟وای من چم شده بعد از ده دقیقه به کافه رسیدم چون زیادی از خونم دور نبود رفتم اونجا دیدم روی یه صندلی نشسته و منتظر من بود رفتم نشستم رو به روش بعد از ۱۰ مین که حرف زدیم و گفتیم و خندیدیم ، سفارش هم دادیم و سفارشمون اومد بعد از اینکه گارسون رفت
چانگبین: یه چیزی میتونم بهت بگم؟
ا.ت: آره بگو
چانگبین : خب.ببین من توی این چند روز یه حس عجیبی پیدا کردم احساس میکنم عاشق یه دختر شدم و نمیتونم بهش اعتراف کنم
ا.ت(بعد از اینکه این حرف رو زد یه جوری شدم ولی گفتم ولش کن بزار ببینم چی میگه.توی دلش.)
ا.ت: خب اون دختر کیه؟
چانگبین : خی راستش اون الان رو به روم وایساده و به نحو زیبایی داره نگام میکنه
ا.ت : هاع؟
چانگبین : تورو میگم دیگه بچه
ا.ت : عاااا خب منم امروز میخواستم بهت اعتراف کنم ولی دیگه دیدم تو زود تر اعتراف کردی دیگه هیچی نمیگم
"بعد از خوردن قهوه به سمت خونه هاشون رفتن و شماره دادن و اینا اره دیگه "
باییی
دیدگاه ها (۰)

از این به بعد وایب پیج قراره واب اینجوری باشه و وایب پروف ول...

https://wisgoon.com/p/26GJ5TKA3Pبه ع.ن.ت اگه گزارشت میکنن ، ...

⭕کپشن چک مهم⭕از بین سه تا گروه بهم بگین از کدومشون ادیت بزنم...

آیدی روبیکا @Mnmilanمیتونین این آیدی رو توی ویترین سرچ کنین ...

مافیای من

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط