پیشانی عدل و عدالت را شکستند
پیشانی عدل و عدالت را شکستند
آن دسته ای که با علی پیمان ببستند
معصوم را دیدی که مظلومانه کشتند
در سجده گاهی ناجوانمردانه کشتند
یا رب چه صبحی در پی شب های او بود
«فُزتُ وربّ الکعبه» بر لب های او بود
تا کی شود بی حرمتی در این لیالی
وقت نماز و کشتن مولی الموالی
اسطوره علم و ولایت را شکستند
دیدید ارکان هدایت را شکستند
دیگر اذان گویی نماند از بهر کوفه
بگرفت رنگ خون تمام شهرکوفه
دیگر که، نان و آب بر ایتام آرد
دیگر که بر دامن، سر آنان گذارد
دیگر ز سرها، هوش و از تن، عقل ها رفت
شب زنده داری در کنار نخل ها رفت
آخر همان خار به دیده رفته اش کشت
آن استخوان در گلو بگرفته اش کشت
بانگ منادی را چو بشنید ام کلثوم
دیگر یتیمی گشتنش گردید معلوم
آن کس که اقضی الناس بود و اشجع الناس
تاول زده بر دست زهرایش ز دستاس
مهر و ولایش «اشعری» در حشر کافی است
مظلوم تر از فاطمه غیر از علی کیست
آن دسته ای که با علی پیمان ببستند
معصوم را دیدی که مظلومانه کشتند
در سجده گاهی ناجوانمردانه کشتند
یا رب چه صبحی در پی شب های او بود
«فُزتُ وربّ الکعبه» بر لب های او بود
تا کی شود بی حرمتی در این لیالی
وقت نماز و کشتن مولی الموالی
اسطوره علم و ولایت را شکستند
دیدید ارکان هدایت را شکستند
دیگر اذان گویی نماند از بهر کوفه
بگرفت رنگ خون تمام شهرکوفه
دیگر که، نان و آب بر ایتام آرد
دیگر که بر دامن، سر آنان گذارد
دیگر ز سرها، هوش و از تن، عقل ها رفت
شب زنده داری در کنار نخل ها رفت
آخر همان خار به دیده رفته اش کشت
آن استخوان در گلو بگرفته اش کشت
بانگ منادی را چو بشنید ام کلثوم
دیگر یتیمی گشتنش گردید معلوم
آن کس که اقضی الناس بود و اشجع الناس
تاول زده بر دست زهرایش ز دستاس
مهر و ولایش «اشعری» در حشر کافی است
مظلوم تر از فاطمه غیر از علی کیست
- ۷۸۰
- ۱۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط