وقتی که باهات قهر بود و برای اینکه تلافی کنه
وقتی که باهات قهر بود و برای اینکه تلافی کنه...
دو پارتیـ...
تق تق... فلیکس اومد توی اتاق.
+بالاخره دیگه قهر نیستی؟
_نه دیگه نیستم... الان که بهش فکر میکنم... اون موقع متوجه نشدم که تو حالت خوب نبود...
+اشکالی نداره الان همه چیز اوکیه.
_اوهوم... بهرحال بیا برات یه قرص ویتامین آوردم که بخوری و دیگه کامل حالت خوب بشه.
+ممنونم
توی احمق که به فلیکس اعتماد داشتی بودن اینکه بدونی اون قرص توی دستش چیه برش داشتی و با آب خوردی.
نیم ساعت بعد...
داشتی کف اتاق رو جارو میزدی که متوجه شدی خیلی گرمته... بدنت داغ شده بود و نمیدونستی داره چه اتفاقی می افته... رو تخت نشستی و متوجه شدی که لا*ی پاه*ات خیسه... داشتی نا*له میکردی که فلیکس وارد اتاق شد.
_ا.ت؟ چیشده عشقم؟
+تو...
_چی؟
+اون قرصی بهم دادی چی بود...؟
_آممم...
+تو چیکار کردییی؟!
_آروم باش عزیزم... انگار اینجا یکی خیلی هور*نی شده مگه؟
+فلیکس...
_اشکالی نداره بیبی گرل من میتونم کمکت کنم... بیا اینجا
و...عبادت😔🤲
°end°
#استری_کیدز #بی_تی_اس #هان #هیونجین #فلیکس #لینو #مینهو #چانگبین #بنگچان #جونگین #سونگمین #سناریو #فیکشن
دو پارتیـ...
تق تق... فلیکس اومد توی اتاق.
+بالاخره دیگه قهر نیستی؟
_نه دیگه نیستم... الان که بهش فکر میکنم... اون موقع متوجه نشدم که تو حالت خوب نبود...
+اشکالی نداره الان همه چیز اوکیه.
_اوهوم... بهرحال بیا برات یه قرص ویتامین آوردم که بخوری و دیگه کامل حالت خوب بشه.
+ممنونم
توی احمق که به فلیکس اعتماد داشتی بودن اینکه بدونی اون قرص توی دستش چیه برش داشتی و با آب خوردی.
نیم ساعت بعد...
داشتی کف اتاق رو جارو میزدی که متوجه شدی خیلی گرمته... بدنت داغ شده بود و نمیدونستی داره چه اتفاقی می افته... رو تخت نشستی و متوجه شدی که لا*ی پاه*ات خیسه... داشتی نا*له میکردی که فلیکس وارد اتاق شد.
_ا.ت؟ چیشده عشقم؟
+تو...
_چی؟
+اون قرصی بهم دادی چی بود...؟
_آممم...
+تو چیکار کردییی؟!
_آروم باش عزیزم... انگار اینجا یکی خیلی هور*نی شده مگه؟
+فلیکس...
_اشکالی نداره بیبی گرل من میتونم کمکت کنم... بیا اینجا
و...عبادت😔🤲
°end°
#استری_کیدز #بی_تی_اس #هان #هیونجین #فلیکس #لینو #مینهو #چانگبین #بنگچان #جونگین #سونگمین #سناریو #فیکشن
- ۹.۷k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط