{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارتشِ چشمهایش

ارتشِ چشمهایش
در قلمرو نگاهِ من
همانندِ سپاهی قدَر بود.
چاره ای نداشتم
باید باخت را به چشمهایش قبول میکردم.
#فرگل_مشتاقی
.
نظرتون در مورد استایل و کپشن چیه....؟
دیدگاه ها (۷)

چشــم👀 از قلب❤ شکایت کردگفت:تو عاشق میشویو من اشــک میـریـزم...

PART 4[ویو نارا] برگشتم ببینم پرنسس داره چیکار میکنه، ولی.. ...

ادامه پارت 51چاره ی دیگه ای نداشتم هیچ جوره گلوتو خودم میبرم...

PART3[نیمه شب ویو آرین] به سمت کره حرکت کرده بودیم، همچی عاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط