{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و اما چشم ها فریاد میزنند

و اما چشم ها فریاد میزنند
هرآنچه که لب ها از گفتنش حراس دارند؛
دیدگاه ها (۰)

به صورتش نگاه کردم . .هیچ حسی در من زنده نشد، جز عشق و رنج ه...

خیلی دوست داشتم که دستای تو همیشه مال من باشه؛

- کم کمبا این واقعیت کنار آمدمکه تو برنمی‌گردیو من ، ناچارم ...

چشم ها فریاد میزنند...

- چشم ها فریاد می‌زنند ، چیزی که لب ها از گفتنشان می‌ترسند ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط