{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش

کاش
"زمان "
در آغوش مادر
متوقف می شد
دیگر نه مادر غم جوانیم را میدید
و نه من
خط های روی پیشانیش را....
دیدگاه ها (۳)

روزگار عجیبی است...!!این روزها انگار کهانسانها به دست همپیر ...

#داستاندختری مادرش ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ...مادر ﮐﻪ ﺧﯿﻠ...

قمـــار زندگی را به کسی باختم که تک دل را باخشـــت برید؛جریم...

دلتنگ که باشی...! آدم دیگری میشویخشن تر، عصبی تر، کلافه تر و...

جوانیم در این زمانه دود شدسیگار من روی ، ریه هایم کود شدجوان...

خط میخی

کاش نگاه های مادر زیر نویس داشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط